۱۳۹۰ آذر ۱۷, پنجشنبه

من از روی این تخت "سردار"ها پایین کشیدم!


بسیجیه میره خونه میبینه زنش با فرمانده پایگاه رو تخت مشغول عملیاته. غیرتی میشه میزنه توی گوش فرمانده و از تخت میاردش پایین. فرماندهه میگه پدرتو در میارم، میفرستمت کهریزک آدم شی… بسیجیه میگه: هیچ گـُـهی نمی تونی بخوری، من از روی این تخت "سردار"ها پایین کشیدم !!!


۲ نظر:

  1. هستمت اساسي. ادامه بده حاجي.. بسيجي واقعي همت بود و باكري.. تف به هرچي چماق به دست و مفت خوره

    پاسخ دادنحذف
  2. "هستمت اساسي. ادامه بده حاجي.. بسيجي واقعي همت بود و باكري.. تف به هرچي چماق به دست و مفت خوره "

    قربون تو حاجی، هستنتو عشقه، منم همچنان هستم ...

    پاسخ دادنحذف