۱۳۹۰ آذر ۲۳, چهارشنبه

آروق زدن بسیجی!

بسیجیه ميره توالت، آروق ميزنه،ميگه: اااه … بازم برعكس نشستم!!!


۱ نظر:

  1. درود به شرفت حاج میرزا نقی
    منم از این بسیجی های حرومزاده دلـم خونه
    این حرومزاده ها ،زندگی منو تباه کردند
    ازشون سیلی خوردم به دلیل اینکه جلوی منو گرفتند و من ازشون کارت شناسایی خواستم یکیشون کشیده ی محکمی زد به منو گفت اینم کارت شناسایی بازم میخوای .یه بسیجی حرومزاده ی دیگه ای که من با دوچرخه بودم و اون با ماشین از لابه لای ماشینها یه دفعه اومد بیرون من بهش خوردم وافتادم زمین بی وجدان وای نستاد من نمیدونستم بسیجیه با دوچرخه تعقیبش کردم ترافیک زیاد بود و اون پیچید تو یه کوچه اینقدر دنبالش کردم و داد کشیدم که وایستاد بعد از کلی کش مکش آخرش گفت اصلاً میدونی من کی ام کارتشو نشون داد من فقط یه قسمتشو خوندم عضو فعال بسیج صاحب الزمان نمیدونم فلان جا. و من گفتم هرکه میخوای باش تو مردی که این بلا رو سرم آوردی و اون گفت میخوای بدونی مردم یانه،شلوارش و کشید پائین و آلت کثیفشو نشونم داد من بهش گفتم مردی به داشتن آلت نیست و خیلی چیزا میخواد که تو نداری . ازاین بسیجی های حرومزاده تو زندگی خیلی دیدم خیلی هاشون منو فروختند و باعث بدبختیم شدند.

    پاسخ دادنحذف